شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

140

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

و از جهت معارض شدن قصدها ، چون هر « 1 » قصدى به عمل خيرى متوجه بود و وى را خير الخيرين دير ظاهر شود ، اندوهى به وى رسد كه نبايد « 2 » كه ترك اولى از وى صادر شود . و الاعتراضات على الأحكام . و از جهت اعتراض بر احكام علم ؛ يعنى حزين بودن « 3 » از اين جهت كه آنچه حق بر ايشان حكم ازلى رانده ، به تدبير و اختيار خود ، « 4 » به كارى به خلاف آن ميل كند . قال اللّه تعالى : وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ « 5 » يا از جهت اعتراض بر احكام علم به « 6 » جهت غلبه كردن حال بر علم ؛ چون بعد از صحو و تمكن بدانند « 7 » صحت علم در طور خود و صحت حال در طور خود « 8 » ، از اعتراض پشيمان گردند و حزين و اندوهگين شوند . فصل صورت حزن در « بدايات » تألّم باطن است از وقوع در مهالك غفلت . و در « ابواب » تألّم بر تقصير طاعت . و در « معاملات » بر تفرقهء خاطر و تعلّق اغيار . و در « اخلاق » الم خاطر از فقدان ملكات شريفه . و در « اصول » تألّم بر قصور و فتور عزم و ادب . و در « اوديه » تألّم بر جهل « 9 » و اشتغال نفس از شهود حق . و در « احوال » تألّم بر غفلت از محبوب و فقدان وجد . و در « ولايات » حزن به سرور بدل مىشود . و « 10 » اگر از « 11 » حزن باقى ماند از اين جهت حزنى جديد طارى مىشود . و در « حقايق » تحزّن « 12 » بر احتجاب به صفات از مشاهدهء ذات . و در « نهايات » حزن نيست مگر شايبه‌اى در اوايل فرق بعد الجمع .

--> ( 1 ) . ع : - هر . ( 2 ) . ج : - كه نبايد . ( 3 ) . ع : بود . ( 4 ) . ع : + نه . ( 5 ) . قصص / 68 . ( 6 ) . ج : - به . ( 7 ) . ج : بداند . ( 8 ) . ج : - و صحّت حال در طور خود . ( 9 ) . ع : جهد . ( 10 ) . ع : - و . ( 11 ) . ج : - از . ( 12 ) . ج : بحزن .